اجرای زنده شعری که سایه در وصف محمدرضا لطفی سرود | فیلم

اجرای زنده شعری که سایه در وصف محمدرضا لطفی سرود

بی تو آری غزل «سایه » ندارد «لطفی »

شعرخوانی هوشنگ ابتهاج (سایه)  همراه با تارنوازی محمدرضا لطفی.

شعری که سایه در وصف محمدرضا لطفی سرود.

متن شعر سایه در وصف لطفی:

پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم
که زبانی چو بیان تو ندارد سخنم

ره مگردان و نگه دار همین پرده ی راست
تا من از راز سپهرت گرهی باز کنم

صبر کن ای دل غمدیده که چون پیر حزین
عاقبت مژده ی نصرت رسد از پیرهنم

چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم

همه مرغان هم آواز پراکنده شدند
آه از این باد بلاخیز که زد در چمنم

شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت
کی بود باز که شوری به جهان در فکنم

نی جدا زان لب و دندان جه نوایی دارد؟
من ز بی همنفسی ناله به دل می شکنم

بی تو آری غزل «سایه» ندارد «لطفی»
باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم

محمدرضا لطفی در سال ۱۳۲۵ در شهر گرگان به دنیا آمد.
وی به مدت پنج سال در هنرستان موسیقی به آموختن موسیقی پرداخت و
موسیقی را نزد استادانی چون علی اکبر شهنازی، حبیب الله صالحی فراگرفت.

پس از پایان هنرستان به دانشکده موسیقی راه یافت و به تکمیل آموخته‌هایش پرداخت.

در این زمان از دیگر استادان نیز بهره جست که می توان به این نام ها اشاره کرد:

نورعلی برومند، عبدالله دوامی،سعید هرمزی و سایر استادان دانشکده موسیقی.

محمدرضا لطفی در سال ۱۳۴۳ جایزه نخست موسیقی‌دانان جوان را نیز کسب کرد.

در مورد نویسنده
-

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>