باغ مخفی شماره ۳

باغ مخفی شماره ۳

گاهی در باغ می نشست و یاد پیر مرد باغ بان می افتاد

وقتی که از سر کنجکاوی مخفیانه وارد باغ شد و پیر مرد گوشش رو محکم کشید و از باغ بیرون انداخت

 

(۴)

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>