شبانه شماره ۱۰ از سری نوکتورنهای زیبای پیانویی فردریک شوپن |فیلم

شبانه شماره ۱۰ از سری نوکتورنهای زیبای پیانویی فردریک شوپن

شبانه شماره ۱۰ از سری نوکتورنهای زیبای پیانویی فردریک شوپن

اگر این قطعه ادامه پیدا میکرد ، بدون شک ، شوپن را میدیدیم درحالی که نور تمام او را احاطه کرده است . او آرام است چون اکنون میداند از زندگی چه میخواهد و این خود ِخوشبختی ست .

اما او قطعه را درست در جایی که حکایت دیگری آغاز میشود رها میکند . انگار که به عمد خاموشی را انتخاب میکند . نمیخواهد آن حال ِخوش درونی را برای کسی فاش کند ؛ « نوری که مرا فرا گرفت تنها در قلبم خواهد ماند ، با این نور دنیا را روشن خواهم کرد بدون اینکه درباره ی آن اندک سخنی با کسی بگویم .. »

اگر بخواهم از اول قطعه شروع کنم باید راوی داستان زندگی مردی باشم که در هر میزان ، زندگی اش را به اوج میرساند . برای او هیچ ” متوسطی” وجود ندارد . اگر غمگین است در اوج خود است و اگر خوشحال است آن را با ساده ترین و زیباترین لبخند به نشان شما میدهد .

اما آن چیزی که در این مرد هست که زبان آدم را ناتوان میکند در تفسیر و توضیح قطعه هایش ، این است که او گویی بر زمین زندگی نمیکند . سیاره ای که تنها مخصوص خود اوست ، جای گاه قدم های خیال اوست .

برای اینکه منظورم را متوجه شوید یک مثال میزنم . اگر قطعه ی Ave Maria را گوش کنید بدون شک متوجه میشوید که در آن شوبرت چه حال آشفته ای داشته است . شما در هیچ کدام از قطعه های شوپن ، هیچ وقت یک همچین روایتی – مثل Ave maria – را از او نخواهید شنید.

موسیقی او موسیقی حس های زمینی نیست . شاید فکر کنید مبالغه میکنم اما برای دانستن این موضوع لازم است با کلیتی به نام « فردریک شوپن » آشنا باشید .ین نوکتورن شوپن بی نظیر است .

(۵)

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>