پیرمرد و دریا انیمیشنی زیبا برگرفته از رمان ارنست همینگوی برنده اسکار ۲۰۰۰ |فیلم

 پیرمرد و دریا انیمیشنی زیبا برگرفته از رمان ارنست همینگوی برنده اسکار ۲۰۰۰

پیرمرد و دریا انیمیشنی زیبا برگرفته از رمان ارنست همینگوی برنده اسکار ۲۰۰۰

داستان پیرمرد و دریا :ماهیگیری پیربه نام ” سانتیاگو” تنها در دریا پارو میزند.

هفته هاست که حتی یک ماهی صید نکرده است.

ولی او ناامید نشده و برای هشتادمین بار راه دریا را در پیش میگیرد.

به محض ورود در وقت  ظهر ماهی بزرگی به قلاب می اندازد.

ماهی غول پیکر که طعمه را به دهان گرفته، پیرمرد را به نقطه ای بسیاردور ازساحل می برد.

نزاع شدیدی در می گیرد. زیرا ماهی در اعماق حرکت می کند و قایق را بدنبال خود می کشد.

ساعتها می گذرد و شب فرا می رسد، ولی هیچ چیز این حرکت را که درطی آن دو حریف نهایت تلاش خود را به نمایش می گذارند، باز نمی دارد.

آنها دشمن یکدیگر نیستند اما کشتن و کشته شدن جزو نظم طبیعی جهان دریاست.

نصف روز دیگر سپری می شود بی آنکه نتیجه ای گرفته شود.

سانتیاگو نسبت به این ماهی احساس ستایش می کند.

زیرا همچنان ناپیداست و دستهای او را خون آلود کرده و مجبورش ساخته است که اراده اش را همواره بیدار نگه دارد.

پیر مرد می اندیشد:”ماهی داری مرا می کشی.اما حق داری.من هیچوقت چیزی بزرگ تر و نجیب تر از  تو ندیده ام.

برای من مهم نیست که کی ،کی را می کشد…آدم برپرنده ها و حیوانات بزرگ خیلی برتری ندارد.

“صبح روزسوم ماهی سفید سرانجام  خط های ارغوانی پوست خود را برسطح دریا نشان می دهد و پیرمرد می داند که شایسته این توفیق خواهد بودتا به آخرین و بزرگترین صیدش دست یابد.

و رکوردی برای جوانان برجا گذاردتا به رقابت با او برخیزند و نیز توان جسم و جان سالخورده اش را بیازمایند.

ماهیگیر پیر زمزمه می کند: ” ای ماهی !من دوستت دارم واحترامت می گذارم ،ولی تو را خواهم کشت. ”

شب برمبارزه سایه می افکند.طناب از بس که با آن تقلا کرده ، بردست هایش زخمی عمیق زده است.

با خود می گوید”ولی آدم برای شکست آفریده نشده است…

(۲)

2
بازدید

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>